مزدا جانمزدا جان، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

مزدای مانای ما

که عشق آسان نمود اول ...

1396/5/9 23:33
نویسنده : مامان فريبا
1,141 بازدید
اشتراک گذاری

 اولین شبی ست که دور از تو بسر میبرم. یه ماموریت کاملاً اضطراری اداری پیش اومد و اینقدر غیرمنتظره کارم طول کشید که ناچار به موندن و ادامه ی اون در فردا شدم. نمیدونم قراره باقیمانده ی شب بر من و تو و بابا و بقیه چطور بگذره. فقط خدا خدا میکنم این آزمایش رو سربلند بیرون بیاییم طفلک نازنینم و بر روح سپیدت هیچ اثر آهی باقی نَمونه. 


پی نوشت :

در پی پیامهای مخابره شده و عکسهای ارسالی از وضعیت خونه توسط نیروانای گلم، با ترفند بابایی برای جابجا کردن دنیای کودک و جایگزینیش با اتاق خواب من و بابا، کلی سرگرم شدین و بعدشم برنامه ی ۹۰ دیدین تا بعد از نیمه شب و امیدوارم راحت خوابیده باشین. 


پی نوشتِ پی نوشت :

دنیای کودک، گوشه ی دوست داشتنی و متفاوت خونمونه که وقتی داداش اهورا اندازه ی الانِ تو بود و اتاقی نداشتیم بهش اختصاص بدیم کنجِ پذیراییِ خونه برپا شد. یه مساحتِ کوچیک و امن که پر از دوست داشتنیا و اسباب بازیای شماست و اسمشم نیروانا انتخاب کرده.

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

هانیل
10 مرداد 96 1:06
مزدای قهرمان از پسش بر میاد ان شا الله ایشالا زود زود ماموریت شما تموم شه و برگردید کنار خانواده
مامان فريبا
پاسخ
قربونت برم هانیل عزیزم‌. هنوز بهش نرسیده م باور کن. خیلی دعا کن تا یکی دو ساعت دیگه بتونم ببینمشمنتظر