مزدا جانمزدا جان، تا این لحظه: 3 سال و 7 ماه و 22 روز سن داره

مزدای مانای ما

قطار دو سالگی

به همین سادگی و شیرینی قطار عمرت را از ایستگاه دو سالگی گذراندیم.  پسرکم هر چه پیشتر بروی بیشتر می یابی که همه ی شیرینی زندگی به باهم بودنها و صمیمیت ها و عشقهاست.  همه ی هیاهوی پوچ این روزگار در هوهو چی چی قطار شادمانیهایت گم باد.  پی نوشت سپاس از سمیرای عزیز که هُماروز تولدش با تو یکی ست و سخاوتمندانه جشنش را با تو و ما قسمت کرد. سپاس فرشته ی عزیز که بیش از یک سال است که چشممان و کاممان به هنرش روشن و شیرین است.  سپاس از مدرسه طبیعت بابامسعود عزیز که به برکت حضورش فرصت شادی مان دوچندان شد. ...
21 تير 1397

دو سالگیت درخشان

تمام حس شاعرانه ام را هم که جمع کنم به پای حجم غزلهای شیرینی که در بند بند وجودت جاری ست نمی‌رسد قندک من! اصلاً چطور میشود با وجود تو ایستاد و لحظه ای چشمها را بست و واژه ها را بهم پیوند زد که حادثه ی باشکوه تولدت را به شور بنشینند عشق غلتان و مواج من! امروز سرخوشانه به نقطه ی دو سالگی ات می رسی و من همچنان مبهوتم که در این مجال اندک چه آسان انبوه دل ما را به تمامی ربوده ای گوشه ی دِلک! بسان خورشید دهمین روز تابستان هماره داغ و درخشان باش و بر ما عشق بباران خداوندگار خرد خانواده! ...
10 تير 1397
1