مزدا جانمزدا جان، تا این لحظه: 3 سال و 7 ماه و 22 روز سن داره

مزدای مانای ما

هویت اصیل تو

وقتی شناسنامه ت رو باز کردم دلم ریخت. دلهره ی عحیبی سراسر وجودم رو در بر گرفت. یعنی وقتی بزرگ شدی چه احساسی نسبت به شناسنامه ت داری؟ چقدر اسمت رو دوست داری؟ نکنه هر وقت بازش میکنی آهی از ته دل بکشی و...  یعنی این اسمی که برات گذاشتم از سر خودخواهیه مزدای من!؟ یه بار برات نوشته بودم که نام بلندت رو چرا مزدا انتخاب کردیم ولی حالا که دیگه رسما این نام تو شده نگران شده م. دلم میلرزه که نکنه حرف و حدیث آدمایی که این اسم اصیل ایرانی رو نمیشناسن یا نمیخوان بشناسن اذیتت کنه یا اذیتمون کنه.  توی اتاق عمل که کادر خوش برخورد و پر انرژی پزشکی داشتن آماده ی سزارینم میکردن تا داروی بیهوشی اثر کنه و کاراشون انجام بشه کلی از بچه هام سؤال ...
20 تير 1395

اینگونه آمدی

مزدای مانای ما, به نام خداوندگار خرد, گامهای آسمانیش را بر زمین نهاد. بادا که نام بلندش را با اندیشه, گفتار و کردار نیکش به گیتی بنمایاند, آنگونه که خدایگونی و خدایگانی بشر را سزاست. ...
10 تير 1395

... نفس تا تو

شمارش معکوس قدمهات تا رسیدن به آغوشمم داره به پایان میرسه و من هنوز از شدت هیجان نمیدونم چی برای اومدنت بنویسسم نازنین.  تو پسرک صبور و آرومم که لحظه های بارداری رو با وجود داداش اهورای کوچولو که مدام مورد نوازشش بودی تجربه کردی. باور.کن اهورا خیلی میبوسدت و نازت میکنه. درسته که گاهی نادانسته در اثر وول خوردناش جور دیگه ای نواخته میشی ولی اون واقعا از سر ندونستناشه. نیروانام که داره روزا رو میشماره تا بهت برسه و بتونه ببیندت و بابایی و منم که گفتگو نداره چقدر منتظریم. به سلامتی و آرامش قدم به زمین بذار شازده کوچولوی پاک سرشت, مزدای عزیزم! ...
6 تير 1395
1