مزدا جانمزدا جان، تا این لحظه: 3 سال و 7 ماه و 22 روز سن داره

مزدای مانای ما

بهار آرزویم

اولین بهار عمرت در راه است نازنین مزدایم! زاده ی تابستان عاشقی, انتظار مدیدی بود برای دل کوچکت, بهار؛ ولی حالا تحقق خواهد یافت. برایت بهار در بهار شادمانی و بالندگی آرزو دارم ای شیرین ترین اتفاق سالی که به انجام می رسد. مزدای من, خداوندگار خرد, خداوندگار دلهایی با خنده های زیبایت, خنده هایت مدام.
30 اسفند 1395

مرواریدونه

امروز در هشت ماه و یک هفتگی ت,  بالاخره دلیل پریشونیا و بهم ریختگی خواب و بیداریا و اوضاع مزاجیت هویدا شد. مث یه مروارید کوچولو توی دهنت خونه کرده. اولین دندونت, پیش پایین سمت چپ. هوراااااا. مبارکم باشه. خدا کنه آرومتر بشی. باید حدس میزدم از حملات گازانبری ای که این چند روزه وقت شیرخوردن از خودت بروز میدادی و همه ی نشونه هایی که درست مث خواهر برادر نازنینت وقت دندون درآوردن  داشتی.  ظهر, اون برآمدگی کوچولو رو زیر انگشتم حس کردم ولی هنوز خیلی توی لثه فرو بود و باید فشار میدادی تا زبریش رو بفهمی, اما عصری بهتر بود, با قاشق هی زدم روش و اون خنده ی دلبرانه ت رو هزاربار تجربه کردم. قشنگ معلوم بود تو هم درگیر یه کشف تازه ای و ...
17 اسفند 1395
1